چرا آمریکا ثبات افغانستان را به نفع خود نمی بیند؟

0
50

به گزارش الف، پایگاه خبری “میدل ایست آی” در گزارشی، بی ثباتی در افغانستان را در راستای منافع راهبردی آمریکا ارزیابی کرده و در این زمینه، سه دلیل اصلی را نیز ذکر کرده است.

میدل ایست آی در این رابطه می نویسد: «”ذبیح الله مجاهد” سخنگوی طالبان هفته گذشته اعلام کرد که “چین، شریک اقتصادی نزدیکی برای حکومت جدید افغانستان خواهد بود و اساسا این کشور، برای ما(طالبان)، فرصتی مهم و فوق العاده به شمار می آید…چین در حقیقت گذرگاه ورودی ما به بازارهای جهانی به حساب می آید”.

پس از سفر مهم و پر سروصدای “ملاعبدالغنی برادر” از اعضای اصلی طالبان به چین در اواخر ماه جولای سال جاری میلادی، یکچنین موضع گیری هایی از سوی مقام های مختلف طالبان ابراز شده اند و ناظران مسائل افغانستان آن ها را نشانه هایی دال بر اینکه پکن پیروزِ بی چون و چرای تحولات راهبردی اخیر در افغانستان است، ارزیابی کرده اند. اتحاد کنونی چین با حکومت جدید طالبان به نوعی تایید کننده این مساله است که پکن کاملا در ادغام کردنِ کل افغانستان در ابتکار مشهور و مهم خود یعنی “یک کمربند، یک راه” جدی است و در عین حال سعی دارد تا خود را به عنوان یک قدرتِ تضمین کننده امنیت منطقه ای معرفی کند.

بدون تردید ترکیبِ دولتی جدید در افغانستان که رویکردی دوستانه به چین داشته باشد و در عین حال پایان بخشیدن به حدودا نیم قرن جنگ و درگیری در افغانستان، حامل مزایا و منافع فراوانی برای چین است. ابتکارِ یک کمربند یک راه چین از دیرباز افغانستان را به مثابه بخشی مهم از مسیر زمینی خود(جاده ابریشم جدید) در نظر گرفته و سعی داشته از این طریق، زمینه مناسبی را برای متصل کردن سرزمنی های موجود در اوراسیا و آفریقا فراهم آورد.

این ابتکار که با صدها میلیارد دلار سرمایه گذاری چین در زیرساخت های کشورهای با درآمد پایین همراه است، شاید یکی از جاه طلبانه ترین پروژه های اقتصاد جهانی باشد که تاکنون امکان تحقق یافته است و عملا کشورهای در حال توسعه و جنوبِ جهانی را از وابستگی به بازارها، شبکه های مالی و توزیعِ کشورهای غربی رها می سازد.

از طرفی، چین نیز با استفاده از این ابتکار اقتصادی، از میزان وابستگی خود به تجارت دریایی که از حمایت کشورهای غربی  مخصوصا آمریکا برخوردار است می کاهد و عملا شیوه های صادراتی مطلوب خود و همچنین مسیرهای مناسب تجاری که خود آن ها را راه اندازی کرده مورد استفاده قرار می دهد. امری که عملا ضربه ای سنگین به هژمونی اقتصادی ایالات متحده آمریکا به حساب می آید.

*موقعیت ارتباطی برجسته افغانستان

افغانستان به عنوان دروازه میان آسیای مرکزی و جنوب آسیا، از موقعیتی حیاتی جهت محقق شدن ابتکارهای مهم اقتصادی چین نظیر یک کمربند یک راه برخوردار است. سفیر چین در افغانستان در سال ۲۰۱۶ میلادی در موضع گیری می گوید: “بدون استفاده از موقعیت ارتباطی افغانستان، هیچ راهی برای اتصال چین به بقیه جهان وجود ندارد”.

از این منظر باید پذیرفت که یک افغانستانِ امن، نه فقط برای چین بلکه برای کشورهای در حال توسعه و جنوب جهانی نیز بسیار مفید خواهد بود. امری که به هیچ عنوان در راستای منافع ایالات متحده آمریکا نیست. “اَلستر کروک” یکی از افسران سابق سازمان اطلاعات بریتانیا “ام آی سیکس” که با محوریت مسائل افغانستان و طالبان کار می کرده می گوید: “احتمال دارد که سازمان سیا بخواهد با ایجاد و تقویت تشکیلات ضدطالبان، با دولت جدید افغانستان مواجه شود و در این کشور ناامنی ایجاد کند”. آسیا تایمز نیز می نویسد: “یک افغانستانِ بی ثبات که اقدام به صدور ترور و تهدید به رقبای راهبردی آمریکا نظیر روسیه، ایران و چین می کند، کاملا در راستای منافع ژئوپلیتیک ایالات متحده آمریکا قرار دارد”. در این چهارچوب و با فرضِ این گزاره که در شرایط کنونی، درگیری های بین دولتی از جمله دغدغه های اصلی و مهم دولت فعلی آمریکا به ریاست جمهوری جو بایدن هستند، نگران هایِ پیش گفته بیش از پیش واقعی به نظر می رسند و باید آن ها را جدی گرفت.

با این همه، این سوال مطرح می شود که آیا آمریکا و بریتانیا می توانند در شرایطی که نیروهای نظامیِ آن ها از منطقه خارج شده اند، همچنان به تنش آفرینی و ایجاد ناامنی در افغانستان و متعاقبا برای کشورهایی نظیر چین، ایران و روسیه ادامه دهند یا خیر؟ از چشم اندازی گسترده باید گفت که سه مولفه اساسی وجود دارند که می‌توانند مانع از استقرار صلح و ثبات در افغانستان شوند. همگی آن ها نیز پیوندهای تاریخی با نیروهای ویژه غربی دارند.

یکی از مهمترین مولفه ها، گروه “داعشِ خراسان” است که اخیرا در تاریخ ۲۶ آگوست سال جاری میلادی، حمله‌ای خونین را به فرودگاه کابل انجام داد و بسیاری از ناظران را نگران کرد که شاید آینده افغانستان همچنان سرشار از حملات ترویستی اینچنینی باشد. “پِپ اسکوبار” در نشریه آسیا تایمز می نویسد: “در میانه گعده های اطلاعاتی و امنیتی در منطقه اوراسیا این یک راز نیست که اساسا گروه داعش خراسان از سال ۲۰۲۰ به نحو قابل ملاحظه ای قدرتمند تر شده اند. دلیل اصلی این مساله نیز این است که اغلب نیروهای آن ها از ادلب سوریه به شرق افغانستان آورده شده اند…در این رابطه محور مسکو و تهران، به طور خاص آمریکا و انگلستان را در این رابطه نکوهش کرده و آن ها را مقصر اصلی در تقویت گروه داعشِ خراسان می دانند”.

بر اساس آنچه نیویورک تایمز اعلام کرده: “در ماه های اخیر، قریب به ۱۰ هزار جنگجوی افراط گرا وارد افغانستان شده اند. از جمله این نیروها می توان به آن هایی اشاره کرد که با گروه داعش خراسان نیز متحد هستند و چالشی اساسی را برای وعده های طالبان جهت استقرار صلح و ثبات در افغانستان ایجاد می کنند”.

*جنگ سالاران افغان 

مولفه دوم، اشاره به جنگ سالاران افغان دارد که بسیاری از آن ها در جریان جنگ علیه شوروی در دهه ۱۹۸۰ میلادی نیز حضور داشته اند. برخی از قدرتمند ترین این جنگ سالاران افرادی نظیر: “احمد مسعود”(فرزند احمد شاه مسعود)، “عبدالرشید دوستم”(جنایتکار جنگی و رهبرِ مورد حمایت سازمان سیا)، و “عطا محمد نور”، جنگ‌سالار فاسد و به شدت ثروتمندی است که پسرش نیز اخیرا از آکادمی نظامی مشهور انگلیس یعنی آکادمی سندهرست فارغ التحصیل شده است.

تا اوایل سال جاری میلادی، همه این افراد بخش های قابل توجهی از خاک افغانستان را کنترل می کردند و نیروای شبه نظامی را نیز در اختیار داشتند. با این حال، همزمان با اوج گیری قدرت طالبان در افغانستان، آن ها نیز شدیدا تضعیف شدند و حتی برخی نیز از افغانستان خارج شدند.

با این همه، یکی از مهمترین جنگ سالاران افغان به نام “گلبدین حکمتیار”، هنوز می تواند در افغانستان حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد… وی عمیقا با گروه طالبان در گفتگو و مذاکره است و اگر این رایزنی ها نتیجه مطلوب نداشته باشند، اصلا بعید نیست که مشکلاتی در ادامه راه ایجاد شوند. این مساله مخصوصا با توجه به اینکه حکمتیار پیوندهای نزدیکی نیز با برخی گروه های افغان دارد، بیش از پیش از اهمیت برخوردار می شود.

در نهایت باید گفت گروه طالبان امکان دارد با چالش هایی جدی از درون خود نیز مواجه شود. رهبری طالبان سعی داشته تا تصویری یکپارچه را از گروه خود به جهانیان نشان دهد و بر تعهدات خود مبنی بر مبارزه با تروریسم، آموزش و پرورش دختران، و تشکیل یک دولت فراگیر تاکید داشته اند(البته که آن ها بر روابط دوستانه خود با چین نیز تاکید داشته اند).

بدون تردید افغانستان در ادامه راه با وخیم تر شدنِ وضعیت اجتماعی، با مخالفت های زیادی رو به رو خواهد شد. آمریکا بیش از ۹٫۵ میلیارد دلار از دارایی های بانک مرکزی افغانستان را نزد نهادهای مالی آمریکا بلوکه کرده و صندوق بین المللی پول نیز وام دهی به افغانستان را لغو نموده است. امری که عملا دست دولت جدید افغانستان را در پرداخت هایش و تامین بودجه بسته است. بدون تردید با بدتر شدن شرایط افتصادی و اجتماعی در افغانستان، زمینه مناسبی برای نیروگیری گروه هایی نظیر داعش خراسان و دیگر جنگ سالاران افغان فراهم خواهد شد. دراین میان شاید چین وارد میدان شده و از وقوع فاجعه و طرح های آمریکا در افغانستان جلوگیری کند. با این حال، باید منتظر ماند و دید که افغانستان آبستن چه اتفاقاتی در ادامه راه خواهد بود.

آنچه تا این لحظه واضح و روشن است این نکته می است که سیاست های غرب در افغانستان تا اکنون، عمدتا مبتنی بر رویه های تفرقه افکنانه بوده اند».

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید